السلام عليك يا علي بن محمد ايها الهادي النقي يابن رسول الله(ع)
اي آنكه بود هادي دين نام تورا
خون گشت دل از گردش ايام تورا
فرياد ز مغيره كه پس از آن همه ظلم
با زهر جفا كشت سر انجام تورا
از ابن اورمه ـ : در روزگار متوكّل
به سامراء رفتم وبر سعيد حاجب وارد شدم. متوكّل ، امام هادي عليه
السلام را به دست او سپرده بود تا وي را به قتل رساند. چون بر سعيد وارد شدم، گفت:
دوست داري معبودت را ببينى؟ گفتم: سبحان اللّه ! معبود من [ كسي است كه ] به چشم
ديده نمي شود. گفت: همين كسي كه شما او را امام خود مي خوانيد. گفتم: بدم نمي آيد
او را ببينم. گفت: به من دستور داده شده كه او را بكشم وفردا اين كار را خواهم
كرد. در حال حاضر آورنده پيام ، نزد اوست. وقتي او رفت، تو داخل شو.
لحظه اي بعد ، او بيرون آمد. سعيد گفت: داخل شو. من وارد خانه اي شدم كه امام هادي عليه السلام در آن زنداني
بود. ناگهان چشمم به گوري افتاد كه در برابر آن حضرت كنده شده بود. وارد شدم وسلام
كردم وبه شدّت گريستم. فرمود: چرا گريه مي كنى؟ عرض كردم: براي آنچه مي بينم.
فرمود: براي آن گريه نكن؛ زيرا آنها موفق به انجام اين كار نمي شوند. سپس آن حضرت
مرا آرام كرد، وفرمود: دو روز بيشتر طول نمي كشد كه خداوند خون او (متوكّل) وخون
همين پيك را كه ديدي مي ريزد
به خدا قسم دو روز بيشتر نگذشت كه هر دو كشته شدند.
ميزان الحكمه ج1 ص 370
|
امام هادي عليه السلام : بخل، نكوهيده ترين خوي است. |
ميزان الحكمه 1» صفحه 505
|
|
|
امام جواد عليه السلام يا امام هادي عليه السلام ـ به داوود صرمي ـ فرمود : اي داوود! مال حرام رشد نمي كند واگر هم رشد كند، براي صاحبش بركتي ندارد واگر از آن چيزي انفاق كند، پاداشي نخواهد ديد وآنچه پس از خود بر جاي گذارد ره توشه او به سوي دوزخ است. |
به نقل از عبد العظيم حسني ـ : به حضور سرورم علي بن محمّد (امام هاديعليهما السلام) رسيدم ؛ چون چشمش به من افتاد، فرمود: خوش آمدي، اي ابو القاسم! تو براستي دوستدار ما هستى. عرض كردم: يا بن رسول اللّه ! مي خواهم دينم را به شما عرضه كنم ... : ميزان الحكمه 1» صفحه 263
من معتقدم: خداي تبارك وتعالي يكي است ... ومحمّد بنده وفرستاده او وخاتم پيامبران است وپس از او تا روز رستاخيز پيامبري نخواهد آمد
من معتقدم: امام وخليفه ووليّ امرِ بعد از پيامبر امير مؤمنان علي بن ابي طالب عليه السلام است وپس از او حسن وسپس حسين وآن گاه علي بن الحسين وبعد محمّد بن علي وپس از او جعفر بن محمّد آن گاه موسي بن جعفر واز پس وي علي بن موسي (رضا) وبعد از او محمّد بن علي (جواد) وسپس ، شما اي سرور من.
حضرت عليه السلام فرمود: وبعد از من حسن فرزندم امام است؛ آيا مي داني كه رابطه مردم با جانشين او، چگونه خواهد بود؟ عرض كردم: مگر چگونه خواهد بود سرورم؟ فرمود: آن گونه كه خودش ديده نمي شود وبردن نامش نيز روا نيست، تا زماني كه [از پس پرده غيب بيرون آيد و]قيام كند وزمين را پر از عدل وداد نمايد...
آن گاه فرمود: اي ابو القاسم! به خدا قسم، اين است همان دين خدا، كه آن را براي بندگان خود برگزيده وپسنديده است. پس، بر اين دين پايداري كن . خداوند در دنيا وآخرت تو را بر اين گفتار (عقيده) ثابت، استوار بدارد!
|
امام هادي عليه السلام : شب زنده داري، خواب را دلنشين تر وگرسنگي، غذا را لذت بخش تر مي كند. |
امام هادي عليه السلام ـ به كسي كه به ايشان عرض كرد: از پدران شما برايمان روايت شده است كه روزگاري بر مردم مي آيد كه چيزي كمياب تر از يك برادر همدم يا كسب يك درهم حلال نيست ـ فرمود : چيز كمياب [سرانجام ]پيدا مي شود امّا تو در زماني هستي كه چيزي دشوارتر از [به دست آوردن] يك درهم حلال ويك برادر خدايي نيست. |
|
- «ميزان الحكمه 1» صفحه 81 |
ميزان الحكمه 1» صفحه 77 |
